الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
13
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
فى المثل : برخى آن مسائل را جزء مسائل علم نحو ، برخى آنها را جزء مسائل كلام و يا حكمت قرار داده و برخى در مقابل اينها ، آن مسائل را از مسائل اصول قرار دادهاند . مثل : 1 - مقدمه واجب كه حالتى مشتبه دارد و معلوم نيست كه آيا از مباحث فقهى است يا كلامى و يا اصولى . 2 - مسئلهء استصحاب كه در فقهى بودن و يا اصولى بودنش اختلاف است . 3 - مسئلهء اجتهاد و تقليد كه از نظر برخى از مسائل اصولى است و به عقيدهء برخى از مباحث كلامى است . حال : مسئله خبر واحد نيز از قبيل مسائل مذكور بوده و محل اختلاف است ، چه آنكه : برخى آن را مسئلهء كلامى دانسته و عدهاى آن را از مباحث اصولى و برخى هم آن را جزء مبادى تصديقيّه براى علم اصول قرار دادهاند . * نهايتا بفرمائيد كه آيا بحث از حجيّت خبر واحد از مبادى علم اصول است و يا از مسائل آن ؟ برخى از محققين تصريح دارند كه مسئلهء مذكور از مسائل علم اصول است ، چرا كه نفس تدوين و بحث اين مسئله در علم اصول ، و همچنين تنصيص اساتيد علم اصول به اصولى بودن اين مسئله ، خود اماره و نشانهاى است بر اصولى بودن حجيت خبر واحد ، و برخى مبحث حجيت خبر واحد را جزء مبادى تصديقيه مىدانند از جمله مرحوم ميرزاى قمى . * چرا جناب محقق قمى بحث حجيّت خبر واحد را جزء مبادى تصديقيّهء علم اصول مىداند ؟ زيرا از آنجا كه موضوع علم اصول ادلهء اربعه است با وصف دليليّت ( يعنى اصل دليليّت مسلم گرفته شده ) ، پس هر چيزى كه بحث از اصل دليليّت بكند ، در واقع بحث از اصل وجود موضوع دارد و نه از حكم موضوع ، و لذا چون در باب خبر واحد بحث از اصل حجيّت و دليليّت داريم ، اين بحث از مبادى تصديقيّه علم اصول است و نه از مسائل آن . * به نظر صاحب فصول بحث از حجيت خبر واحد از مبادى تصديقيه است يا از مسائل آن ؟ به عقيدهء ايشان از مسائل علم اصول است و نه مبادى آن . * دليل صاحب فصول بر مدعاى فوق چيست ؟ اين است كه : موضوع علم اصول ذوات الادلّة الأربعة است ( يعنى : ذات الكتاب و . . . ) ، با قطع نظر از وصف حجيت و دليليت اين ادله ، نه اينكه اين ادله بما هى ادله موضوع باشند . در نتيجه : بحث از حجيت و دليليت ادله اربعه در حقيقت بحث از عوارض موضوع بوده و جزو مسائل علم است و نه مبادى آن . و از آنجا كه در باب خبر واحد سخن از حجيت و دليليت است ، پس اين بحث از مسائل علم